دكتر سيد يحيي يثربي
Login Register
مشكلات پيش از سلوك(2)
 كتابها
 مقالات
 لينك مفيد
 دانلود
 آلبوم تصاوير
 نهاد نقد و نظر
 اخبار
 درس هفته
 سخن روز

شعر عاشورا

تو در كدام صفي؟ به واپسين بدرود، چه بي‌قرار و چه بي‌تاب، گفتمت كه: - كجا؟! جواب دادي: - خواهر! چه جاي اين سخن است؟! من و تو، هر دو به يك سنگريم و در يك راه!

صفحه اصلي > فارسي > درس هفته
عرفان
نام درس: مشكلات پيش از سلوك(2)
شماره درس: درس 10 عرفان
تاريخ ثبت درس : هفته چهارم آبان
در درس گذشته، سخن از مشكلات پيش از سلوك بود. چنان‌كه گذشت، ما مي‌خواهيم مشكلات پيش از سلوك را در زير عنوان‌هاي ويژه اي طبقه‌بندي كرده و به اختصار مورد بحث قرار دهيم. نخستين عنوان ما، عنوان نادرويشي ها بود، اكنون در اين درس به بحث از اين مشكل مي‌پرداز

بنام دوست
درس عرفان-10
دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد         
به زير آن درختي رو كه او گل‌هاي تر دارد
در اين بازار عطاران مرو هر سو چو بي‌كاران
به دكان كسي بنشين كه در دكان شكر دارد
ترازو گر نداري پس تو را، زو ره زند هر كس
يكي قلبي بيارايد، تو پنداري كه زر دارد
به هر ديگي كه مي‌جوشد مياور كاسه و منشين
كه هر ديگي كه مي‌جوشد، درون چيزي دگر دارد
نه هر كلكي شكر دارد، نه هر زيري زبر دارد
نه هر چشمي نظر دارد، نه هر بحري گهر دارد                
                                              مولوي
مشكلات پيش از سلوك(2)
عشق بازي كار بازي نيست اي دل! سر بباز
زآنكه گوي عشق نتوان زد به چوگان هوس
حافظ
در درس گذشته، سخن از مشكلات پيش از سلوك بود. چنان‌كه گذشت، ما مي‌خواهيم مشكلات پيش از سلوك را در زير عنوان‌هاي ويژه اي طبقه‌بندي كرده و به اختصار مورد بحث قرار دهيم. نخستين عنوان ما، عنوان نادرويشي ها بود، اكنون در اين درس به بحث از اين مشكل مي‌پردازيم.
دنباله‌ي نادرويشي‌ها
چنان‌كه گذشت، سخن گفتن از عشق آسان است، اما دست يافتن به مقامات عرفاني بسيار دشوار است. گفتيم كه انسان نيز مانند همه‌ي موجودات جهان با «محبوبيت» فراگير كه از رحمت فراگير و «حب ساري» حضرت حق سرچشمه دارد، فيض هستي مي‌يابد و مراحلي از رشد و تكامل را پشت سر مي‌گذارد.
اما انسان، به‌خاطر جامعيتي كه دارد، قسمتي از رشد و پيشرفت خود را بايد آگاهانه و بر اساس تلاش و مجاهده به دست آورد. چنان‌كه در درس‌هاي نخستين گفتيم، حوزه‌ي شريعت بيشتر به حوز‌ه‌ي رحمت عام توجه دارد و اما حوزه‌ي طريقت براي خود، نيازمند هدايت و برنامه‌ريزي ديگري است؛ اگرچه آن هدايت و برنامه ريزي به هر حال با شريعت از جهات مختلف پيوند دارد. اما در هر صورت عرفان و سير و سلوك چيزي جز اين برنامه‌ي خاص با اهداف ويژه نمي‌باشد. نخستين دسته از مشكلات سلوك از همين جا سرچشمه دارد كه عده‌ي زيادي دم از عرفان مي‌زنند، اما در حقيقت، كاري با عرفان ندارند.
عرفاي راه آشنا، از همان آغاز با اين مشكل روبه‌رو بودند و بر همين اساس آنان را به دو گروه متفاوت تقسيم كرده‌اند: اهل تحقيق و اهل تقليد.
اكنون در مورد تحقيق و تقليد، چند مورد را يادآور مي‌شويم:
الف- معناي تحقيق و تقليد
از آن‌جا كه معارف و كمالات عرفاني با تكامل وجودي سالك مرتبط‌اند، جنبه‌ي تكويني دارند و مي‌دانيم كه جريان تكوين را با ادعا و تقليد نمي‌توان در اختيار گرفت؛ مثلاً هرگز يك كاسه خاك با ادعا و ظاهرسازي، آب نمي گردد، با هيچ آرايه‌اي يك قطعه آهن طلا نمي‌شود، اگرچه هزار بار و هزاران نفر نام طلا را در مورد آن آهن به كار برند. در مسائل تكويني اگر حقيقتي در كار نباشد، از نام و عنوان و ادا و اطوار كاري ساخته نيست.
نام فروردين نيارد گل به باغ                   شب نگردد روشن از نام چراغ
اسم خواندي رو مسمي را بجو                مه به بالا دان نه اندر آب جو               مولانا
بنابراين، هر مقامي در سلوك و هر حال و درجه‌اي، براي خود يك واقعيت عيني و در حقيقت يك بلوغ است يا درجه‌اي از رشد است؛ چنان كه بلوغ و رشد را با نام و عنوان و تبليغ و هياهو نمي‌توان ايجاد كرد، اين مقامات و احوال را نيز با نام و عنوان و پوشيدن لباس خاص يا آرايش ويژه‌ي سر و صورت يا بر زبان داشتن معارف نمي‌توان ايجاد كرد. در نتيجه، كار كساني كه به جايي نرسيده و تلاش و مجاهده نكرده، دم از عرفان مي‌زنند، پايه و اساس نداشته و جز ادا و تقليد نخواهد بود.
چون تو عاشق نيستي اي نر گدا                 همچو كوهي بي‌خبر، داري صدا
كوه را گفتار كي باشد ز خود                    عكس غير است آن صدا اي معتمد
گفت تو زآن رو كه عكس ديگريست           جمله احوالت به غير عكس نيست
تا به كي عكس خيال لامعه                      جهد كن تا نگرددت اين،‌ واقعه
تا كه گفتارت ز حال تو بود                     سير تو با پرّ و بال تو بود
منطقي كز وحي نبود، از هواست                همچو خاكي بر هوا بر شد هباست
                                                                            مثنوي، مولوي
ب- انگيزه‌هاي تقليد
تعداد زيادي از مردم در گذشته و حال، مخصوصا در شرايط كنوني كشورمان دم از عرفان مي‌زنند و معارف عرفاني را تكرار مي‌كنند. اينان نه اهل سلوك‌اند و نه از تجربه‌ي عرفاني خبر دارند. اما انگيزه‌هاي گوناگوني، آنان را به تكرار مطالب عرفا و تقليد حالات آنان وا مي دارد كه به مواردي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:
1- اظهار فضل و فضيلت. با توجه به جوّي كه در سايه‌ي موافقت رهبر انقلاب اسلامي، آيت الله خميني (ره)، با عرفان به وجود آمده است، عده‌ي زيادي به اين مباحث كلي و انتزاعي و در عين حال سهل و آسان، روي آورده و بدين‌وسيله مي‌خواهند خود را صاحب فضل از جهت تدريس فصوص ابن‌عربي، مثنوي و غيره قلمداد كرده، از طرف ديگر مي‌خواهند ولو به طور غيرمستقيم چنين وانمايند كه اهل سلوك و مجاهده بوده و به فضايل سالكان و واصلان آراسته‌اند. مطمئناً اگر مرحوم امام خميني، با عرفان مخالفت مي‌كرد همين فرصت طلبان، همين تلاش را در ابراز نفرت از عرفان و رد اصول و مسايل آن به كار مي‌بردند!
2- عقيده به مكتب. عده‌اي ولو كم به اين مكتب عقيده داشته و بر اساس باور خود به شرح و بسط مطالب عرفاني مي پردازند. از اينان هم عده‌اي جداً به رياضت و سلوك مي‌پردازند، ولي عده‌ي زيادي همين اشتغال به مباحث را، به توهم و تخيل، عرفان مي‌پندارند و به آن دل خوش مي‌شوند.
3- كسب وكار. عده‌اي در خانقاه و گروه ديگر در مراكز دانشگاهي و محافل خصوصي، با تدريس و سخنراني و نوشتن كتاب و مقاله، شغل و كار به دست آورده و از اين راه زندگي مي‌كنند.
4- سرگرمي رازجويانه. عده‌اي نيز به خاطر حالات روحي خاصي، با پرداختن به اين مباحث، با نوعي خلأ زندگي خود را پر كرده، ضمناً گاهي به دنبال نوعي اسرار و رموز نيز مي‌باشند.
5- سياست. عده‌اي نيز اخيراً و پس از استقرار حاكميت ديني به اميد آن كه مكتب در برابر دين- به خصوص فقه و فقها- داشته باشند، دم از طرفداري از عرفان و عرفا در برابر اديان و مذاهب ديگر، يا دعوت به پلوراليزم و برابري همه‌ي مذاهب!
6- اباحه و بي‌مبالاتي. عده‌اي نيز كه حال و حوصله‌ي رعايت حلال و حرام شرعي را ندارند، چنين مي‌پندارند كه در قلمرو عرفان، مي‌توان به دلخواه زندگي كرد!
7- غرب‌زدگي. گروهي به اصطلاح روشنفكر چون مي‌بينند كه در غرب، نظام سكولار و غير ديني استوار شده و دين تنها جنبه‌ي فردي و شخصي پيدا كرده است، مي‌پندارند كه اگر در ايران، به عرفان تأكيد شود، زمينه را براي شخصي شدن دين و تضعيف حاكميت ديني آماده مي‌سازد. در حالي كه تضعيف كليسا در غرب و حذف حاكميت ديني، مباني خاص خود را دارد كه اينان از آن ها بي‌خبرند. (بنگريد به: يثربي، يحيي، عرفان و شريعت، كانون انديشه جوان، 1386)
8- مصلحت نظام ديني. عده‌اي از جمله مراكز تبليغاتي، چون رويكرد عده‌اي از جوانان را به عرفان‌هاي مختلف مي‌بينند، صلاح نظام را در آن مي‌بينند كه اينان نيز، با ترويج عرفان، جوانان را به نظام، خوشبين و طرفدار سازند. لذا سعي مي‌كنند كه در مراكز دانشگاهي و حوزه‌اي و نيز در محافل و مجالس تبليغاتي و رسانه‌هاي عمومي، عرفان را مطرح كرده و از آن دفاع نمايند. در صورتي‌كه چنين كاري در حقيقت به صلاح نظام نيست. (بنگريد به: همان)
ج- لزوم تشخيص تقليد از تحقيق
بايد توجه داشت كه تشخيص اهل تحقيق از مقلدان دشوار است، اما از دو جهت بايد در تشخيص آن دو كوشيد: يكي از اين جهت كه فريب مقلدان را نخوريم و از راه و رسم آنان پيروي نكنيم و ديگر اين كه درباره‌ي خودمان دچار توهم نشده و تقليد را با تحقيق اشتباه نكنيم. بسياري از كساني كه علاقمند سير و سلوك اند، در اين‌باره دچار اشتباه مي‌شوند. بدين‌سان كه بحث از معارف انساني را در قالب مفاهيم و اصطلاحات با تحولات سلوكي اشتباه مي‌گيرند؛ يعني چنان فكر مي‌كنند كه انسان اگر وحدت وجود را در چند كتاب شناخته شده، بخواند يا درس بدهد، اين آدم به مقام توحيد عرفاني دست يافته است، درحالي كه هيچ‌گونه تحولي از نظر درجه‌ي وجودي و مقامات سلوكي در او پديد نيامده است.
دليل اين اشتباه كه بايد با دقت مورد توجه قرار گيرد آن است كه در مقلدان نيز زمينه‌ي عرفاني ناچيز و ضعيفي هست كه بر اساس همان زمينه به تكرار اين مطالب و مفاهيم علاقمند مي‌شوند، اما هنوز خودشان به اين مقامات دست نيافته‌‌اند. مانند بسياري از مردم كه فكر مي‌كنند شاعر يا نوازنده و آواز خوانند، اما در حقيقت چنين نيستند. در سير و سلوك نيز يكي از مشكلاتي كه انسان را از سير و سلوك باز مي‌دارد، گرفتار شدن به چنين پنداري است. در اين جاست كه بايد بدانند، نه! هنوز كاري نكرده‌اند و به جايي نرسيده‌اند اما زمينه و علاقه‌اي دارند، كه كاري بكنند و به جايي برسند.
ان‌شاءالله در درس آينده، نشانه‌هايي را براي تشخيص تحقيق از تقليد مطرح خواهيم كرد.
ادامه دارد...

اضافه كردن توضيحات





  • Prof.Yahya Yasrebi Biogeraphi
    You can Find more Detail of Prof. Yasrebi in this File

  • زندگينامه دكتر سيد يحيي يثربي
    در اين فايل شما اطلاعات نسبتا كاملي درباره زندگينامه آقاي دكتر سيد يحيي يثربي خواهيد يافت


  •  


  • ماهيت ماده

    در درس گذشته به اين نتيجه رسيديم كه ولو دليل قاطعي براين عقيده نداشته باشيم، اعتقاد ما به اين‌كه داده‌هاي حسي ما- يعني مثلاً مجموع حسياتي كه با ميز مثالي ما تداعي و اقتران ذهني دارد، درحقيقت علائم وجود امري مستقل از ما و ادراكات ماست - عقيده‌اي كاملاً معقول است.


  • Powered by pargoon cms